سلام.عذر مرا بابت غیبت چند روزه بپذیرید.با طرح هفتمین موضوع در ایمان مسیحی خدمت شما هستیم.باشد که باعث بنای ایمان ما و تصحیح طرز فکر ما نسبت به بسیاری از مسائل شود:
7-ایمان و علم
امروزه انسان به کمک علم و فن،تسلطش را تقریبا بر روی همه ی طبیعت گسترده است و دائم وسیع تر می کند.
اگر نبوت داشته باشم و جمیع اسرار عالم را بدانم(...) و محبت نداشته باشم،هیچ هستم(اول قرنتیان2:13)

آن چه بعضی ها می گویند...
دین مانعی برای علم و پیشرفت است و جلوی ترقی مردم را می گیرد.
ایمان چیز بیهوده ای است،چون علوم به زودی قادر می شوند همه ی مشکلات و سوالات را حل کنند.
غیر ممکن است کسی در عین حال یک دانشمند واقعی و یک مسیحی ایمان دار باشد.
بعضی دانشمندان،چنان در تحقیقات خود غرق شده اند که همین برایشان کافی استو به چیز دیگری فکر نمی کنند.در قلبشان ایمان دیگر جایی ندارد.
آن چه که انسان ها به واسطه ی علم کشف کرده اند ، قبلا خدا آن را به صورت وحی اعلام کرده است.
علم کم،انسان را از خدا دور می کند،علم زیاد،انسان را به خدا نزدیک می کند(پاستور).
آن چه مسیحیان می گویند...
در این جا،منظور ما از ایمان،ایمان مسیحی است.تاریخ روابط بین ایمان و علم،بسیار پرتلاطم است و قدم به قدم همراه با همکاری و تفاهم متقابل جلو می رود.
1-رویکردهای مختلف واقعیت
علم،تلاش انسان برای اکتشاف دنیا و جستجوی چگونگی تشکیل آن است.علم قبل از هر چیزی بر عقل متکی است و جدیت و دقت آن از این جا ناشی می شود.امروزه،علم قدم های غول آسا برمی دارد.با وجود این،همیشه به محدودیت هایی برخورد می کند،چون حقیقت،خود را بیشتر و بیشتر پیچیده و دست نیافتنی نشان می دهد.هر چه علم چیزهای بیشتری را می داند،عظمت آن چه را که هنوز نمی داند بیشتر کشف می کند.امروزه عالم باید بیش از همیشه فروتن و متواضع باشد.
ایمان،اعتمادی است که انسان به خدا دارد تا ان چه که خدا می خواهد از اسرار مرگ و زندگی و معنای نهایی هستی را به عنوان مژده بپذیرد.ایمان،در عین حال که به جدیت و یک پارچگی منطقی احترام می گذارد،قبل از هر چیزی،پذیرای کلام خدا و جواب گفتن به این کلام است.برای مسیحیان،عیسی این کلام زنده است که آمده تا زندگی ما را معنا ببخشد و معنای جدیدی به هستی بدهد.آن چه که ایمان را به حرکت در می آورد در درجه ی اول عقل نیست،بلکه محبت است.
2-تضادهای ممکن
این تضاد ها ممکن است از علم ناشی شود.وقتی که علم به واسطه ی جدیت اقدامش،ادعا می کند که بر تمامی مقاطع زندگی می تواند جکم رانی کند،گویی تنها دانشمند است که می تواند به سوالات بزرگ بشر پاسخ دهد!بدین ترتیب،زندگی روحنای و ایمان به چیزی بیهوده،کودکانه یا حتی مسخره محدود می شود.
بر عکس،تضادهایی می تواند از ایمان ناشی شود.اگر ایمان به بهانه ی معنی دادن به هستی،تنها تأئید آن چه که خدا مکشوف کرده است را از علم انتظار داشته باشد.از این دیدگاه،هر تلاش علمی که به تأئید ایمان منجر نشود،بیهوده و اشتباه به نظر می رسد.علم اعتباری ندارد مگر در خدمت ایمان.
در واقع علم و ایمان به هیچ وجه رقیب نیستند ایمان با دلیل تفاوت دارد،یکی انسانی است و دیگری عطای خداست(پاسکال،افکرات)

3-غنای متقابل
ایمان و علم می توانند در درجه ی اول تکیه گاه هم باشند و هر یک به موفقیت دیگری کمک کند.مثلاٌ شناختی عمیق از زبان های قدیمی،تاریخ و فرهنگ مشرق زمین،اجازه می دهد تا پیام کتاب مقدس را بهتر بفهمیم و از ان تغذیه کنیم.هم چنین علاقه ای پرشور یک طبیعی دان مسیحی برای برادرانش،انسان ها،می تواند مشوق تحقیقات او باشد و باعث سرعت اکتشافات گردد.
ایمان و علم،هر دو با هم وظیفه دارند که به انسان خدمت کنند.هر یک به طریق خود انسان را کمک می کند تا به سوال بزرگ هستی اش یعنی معنی زندگی جواب بدهد.دانشمند می گوید:«من می توانم این دستکاری ژنتیک را انجام دهم،ولی آیا باید بکنم؟به چه عنوان؟»مسحی می گوید:«معتقدم که این گدا که به سوی من دست دراز می کند،فرزند خداست،ولی آیا باید به او چیزی بدهم؟و چقدر؟این برای او و برای من چه معنایی دارد؟».
ایمان و علم هر یک به نوع خود،انسان را هدایت می کند تا زندگی اش را به دست بگیرد،تصمیم بگیرد و آزادیش را تجربه کند.شخص خواه مؤمن،خواه دانشمند یا خواه هر دو،هر کس در وجدان آزادش باید درباره ی زندگی خود تصمیم بگیرد.
آن چه مسیحیان در انجام آن می کوشند...
هر تلاش برای بهتر دانستن،انسان را بزرگ می کند.«برای او راهی است برای مسلط شدن بر زمین»(پیدایش28:1).مسیحیان دعوت شده اند نه تنها کار علم را تحثیر نکنند بلکه با اشتیاق به نسبت استعداد و علاقه و توانایی شان به آن بپردازند.به استناد همان ایمانشان باید کار علمی را کاری شریف و مهم برای ملکوت خدا بدانند.امروزه،همانند گذشته،دانشمندان بزرگی هستند که مسیحی اند.
باید این را یادآور شد که علم در حال پیشرفت است،اما همین نقص بسیار زیاد آن را نشان می دهد.علم ممکن است امروز یک مسئله ای را نظریه و فردا برهان بداند،در حالی که ممکن است چندین سال بعد همان برهان را خودش با علم جدیدش رد کند و بالعکس.چیزی که قابل اعتماد است،کلام خداست که تا به ابد پابرجاست.اما این از درجه و اهمیت علم نمی کاهد،بلکه ما باید به عنوان مسیحی بکوشیم تا عالمان و دانشمندان باشیم.
این وظیفه ی مسیحیان است که تلاش علم را به سمت خدای پدر به صورت سپاس گذاری ارج نهند.
کلام ایمان
علم،یکی از زیباترین فعالیت ها،در میان فعالیت های پیشنهادی به بشریت است.ولی ما مطمئن هستیم که با وجود عظمتش،نمی تواند و هرگز نخواهد توانست همه ی مسائل را حل کند.معنای نهایی جهان و هستی انسا،از دسترس علم خارج است.ما هم چنین مطمئن هستیم که تمایل به سمت خوبی و بدی هر بشری مستلزم رفتاری روحانی است که از طرح علمی فراتر است.شناخت ما از علم حقیقی و کاملا درست اجازه می دهد تا عمق بعضی جنبه های روحانی مسائل را بهتر درک کنیم .علم که به ما این دید وسیع تر را نسبت به جهان می دهد،ما را به درک عمیق تر از راز مسیحی وا می دارد.

فیض عیسی مسیح خداوند با شما